تبليغاتX
دنیای من
زخم شمشیر اجل به ز سر نیش فراقت

کشتن اولی تر از آن که ام به جراحت بگذاری

+ نوشته شده در سه شنبه 3 آذر1388ساعت توسط من

دستانم رو به سوی آسمانند اما در دلم ترسی نهفته بیداد می کند...
+ نوشته شده در دوشنبه 2 آذر1388ساعت توسط من

پروانه من در تاری اسیر است که عنکبوتش سیر است٬ نه یارای پرواز دارد و نه می تواند که بمیرد...

+ نوشته شده در جمعه 29 آبان1388ساعت توسط من

هر چیزی را به خود نگیرید...
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 آبان1388ساعت توسط من

با کلام خود گناه نکنید.
+ نوشته شده در شنبه 16 آبان1388ساعت توسط من |

اگر مراد تو ای دوست نامرادی ماست

مراد خویش دگر باره من نخواهم خواست

+ نوشته شده در جمعه 15 آبان1388ساعت توسط من

چون با خدا همراهم٬ همه چیز ممکن و میسر است.

+ نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت توسط من

عارفان گویند مستی خوش تر است...
+ نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388ساعت توسط من

و باز انتظار...
+ نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان1388ساعت توسط من

سعدیا چون دولت و فرماندهی می نماند تنگدستی خوش تر است...

+ نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت توسط من